تبليغاتX
راز عشق

راز عشق

راز باتو بودن و با تو موندن!!!
راه رسیدن به خودت

 

بازم سلام صدتا سلام به اندازه فاصله دو اپم که خیلی زیاده..امیدوارم مطالب این اپم براتون جالب باشه

 

 

 

راه رسیدن به خودت

 

 

نه از آغاز چنین رسمی بود                        و نه فرجام  چنان خواهد شد

 

که کسی جز تو ، تو را در یابد

 

تو در این راه  رسیدن به خودت تنهایی

 

ظلمتی هست اگر ، چشم از کوچه یاری بردار و فراموش کن این کهنه خیال

 

نور فانوسی                رفیقی که تو را در یابد

 

           دست یاری که بکوبد در راه

 

پرده از پنجره ها بر گیرد       قفل بگشاید ..........

 

کوله بارت را بردار        دست تنهایی خود را ، تو بگیر

 

و زا آینه بپرس : منزل روشن خورشید کجاست؟

 

شوق دریا اگر هست روان باید بود

 

ورنه در حسرت همراهی رودی به زمین خواهی شد

 

مقصد از شوق رسیدن خالی است ، راه سر شار امید

 

و بدان کین امروز ، منتظر فردایی است

 

که تو دیروز در امید وصالش بودی

 

بهترین لحظه راهی شدنت ، اکنون است

 

لحظه را در یابیم

 

و باور روز ، برای گذر از شب کافی است

 

و ار آغاز چنین رسمی بود                 و سرانجام چنین

 

خواهد شد

کیوان شاهب داغی  

      

 

این داستان به نظرم خیلی قشنگه گرچه شاید تکراریه..اما خوندنه دوبارش خالی از لطف نیست........

 

امیدوارم خوشتون بیاد

 

 

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند

 

 اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

 

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : 
 
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمیخواهم

 

این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت.. من برای

 

کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر

 

 تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی . 


دوستدار تو پدر


پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :


پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
 
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران
FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را

 

شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و

 

به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
 
 پسرش پاسخ داد :


پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .
 
        
 در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت.

 

                                                                                                شادوپیروزباشید

 

  

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت10:10 بعد از ظهربه قلم ستاره |
فرشته ی من

 

دوباره سلام امیدوارم حال همه خوب باشه و لحظه های قشنگی داشته باشید

این متن قشنگ تقدیم  به شما که بهترینید ...

 

به نام فرشته ی هستی ....

همیشه این گونه بوده است کسی را که خیلی دوست داری زود از دست می دهی پیش از آنکه خوب

 نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد و دور می شود فکر می کنی می توانی تا آخرین روزی

 که زمین به دورخورشید می چرخه و خورشید از پشت کوهها سرک می کشد در کنارش باشی هنوز

بعضی از حرفهایت را به او نگفته بودی هنوز همه ی لبخند های خود را به او نشان نداده بودی .

همیشه این گونه بوده است کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیا می رود وقتی به خود می آیی

 که حتی رد پای او در خیابان نیست فکر می کردی می توانی  با اوبه همه ی باغ ها سر بزنی و

 خرده های نان را به مرغابی های تنها بدهی .

همیشه این گونه بوده است ،او که می رود ، او که برای همیشه می رود آنقدر تنها می شوی که

 نام روز هارا فراموش  می کنی از عقربه های ساعت می گریزی و هیچ فرشته ای به خواب تو

 نمی آید .

احساس می کنی به دره ای تهی از باران و در خت سقوط کرده ای ، احساس می کنی کلمات لال

شده اند پلها فرو ریخته اند . کفش ها پاره شده اند . دستها یخ کر ده اند مثل دستهای من و پروانه

سوخته اند راستی اگر هنوز او نرفته است ، اگر هنوز باد، همه ی شمع هایت را خاموش نکرده است

اگر هنوز می توان برایش یک استکان چای بریزی و غزلی از حافظ بخوانی قدر تک تک نفسهایش

 را بدان و به فرشته ای که می خواهد او را  از زمین به آسمان ببرد بگو تو را به صدای گنجشکها

 و بوی خوش آرزوها سوگند می دهم .

                                             " او را از من نگیر "

به قلم زیبای یکی از دوستای خوبم

امیدوارم سال زیبایی در انتظار همه شما دوستای عزیزم باشه  

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت4:29 بعد از ظهربه قلم ستاره |